بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
91
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
زيرا كه معده را سرد مىسازد و هاضمه را ضعيف مىسازد و غذا را خام مىگرداند و برهم مىزند . و ليكن مردم گرم معده و جگر را كه بر تشنگى طاقت ندارند و بدين نوع عادت كرده باشند مضرت نكند ، بلكه منفعت رساند جهت مقاومت با حرارت معده و جگر و دل و ترك آن مضر بود . و بعضى هستند كه قبل از طعام ما دام كه آب سرد نخورند اشتهاى طعام پيدا نكنند و اين از غايت گرمى جگر و معده بود به سبب داخلى يا خارجى و غير اين چنين كسان را جهت سرد شدن معده مضر بود و عند الضروره تجرع بر وجه مذكور در جمله هيچ قصورى ندارد . و به حفظ دندان و اعصاب هم انسب و اولى بود . و بعد از حركتهاى عنيف چون جماع و غيره و بر ناشتاء و بر سر ميوه تر و بعد حمام گرم و بعد مسهل قوى و در حين خواب كردن و در اواسط خواب و بر عطش كاذب و به غير تشنگى آب به تخصيص آب سرد نبايد خورد ، زيرا كه بعد از جماع چون اعضا گرم شده و مشتاق برد گشته و به سبب استفراغ رطوبات منى جذب اعضا مر رطوبات را بيشتر و قوىتر گشته و منافذ گشاده شده آب را به خود زود كشد تعديل نايافته و انطفاى حرارت غريزى از سردى آب لازم آيد . و همچنين بعد از حركتهاى عنيف مطلقا و بعد حمام نيز . ليكن بر حركتهاى عنيف اضر باشد جهت تحليل قوا و ضعف حرارت غريزى به غايت . و اما بعد مسهل قوى چون افواه عروق گشاده و جذب بيشتر است و ضعف حرارت غريزى به تحليل واقع مضرت آب تعديل نايافته به اعضاى رئيسه زودتر رسد و بيشتر بود . ديدم حكماى هند را كه مسهل خورده را چون افراط اسهال مىشد و يا مسهل به خون آوردن مىانجاميد ، آب سرد و دوغ سرد كرده گاوى مىخورانيدند و حال مستفرغ از آن به صلاح مىآيد و هيچ مضرتى نمىيافت جهت غلبهء حرارت دوايى . و اما بر ناشتا جهت آنكه نفوذ او به اعضاى رئيسه بصر افتد اسرع بود و برد معده و برهم زدن اخلاطى كه به معده بعد الخلو نصب گشته واقع شود و از آن وحشتها پديد آيد . حكايت : شخصى در قاين بود به صد سال قريب شده و اكثر اوقات تندرست و باقوت بود و مزاجى گرم داشت و داب او آن بود كه هر شب چند عدد بيخ كاسنى را شسته و نيم كوفته در كاسه پرآب افگندى و بر هواى بيرون نهادى تا سرد شدى . على الصباح به ناشتا آن را صاف كرده دركشيدى و نفع عظيم يافتى و تدبير كلى او در حفظ الصحت تعديل بود . و اما بر سر ميوه جهت اجتماع و تحريك رطوبات مفسده در معده و بد ساختن هضم و با خربزه خورد هيضه بسيار كند . و اما در وقت خواب كردن و اثناى اوقات خواب كردن از جهت تحريك رطوبات و صعود بخارات تر مفسد به دماغ زياده از مقدار حاجت ، مگر وقتى كه چيز گرمى يا خشكى فزاينده خورده باشد و به غايت تشنه شده كه آن هنگام صبر مضر بود . و اما بر عطش كاذب جهت آنكه هرچند آب خورند ماده معطش قوت گيرد و از آبهاى وارد زايد همان نوع وحشتهاى مذكور پديد آمد . و اما به غير تشنگى جهت آنكه چون اعضا مشتاق آب نيستند جذب نكنند و مكث آن در معده رطوبات را بر هم زند و معده را سست كند و فساد هضم و سستى مزاج پديد آيد و بسيار باشد كه به هيضه منجر گردد ، جهت يافتن آن اخلاط را در معده و بر هضم زدن و